اینترنت همانند دریاست ، کسی که آن را نمی شناسد همانند کسی ست که شنا را نمی داند.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۹ فروردین ۱۳۹۶
A
خانه » تفریح و سرگرمی » داستان های کوتاه » داستان و ریشه ضرب المثل های ایرانی / هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی
 

داستان و ریشه ضرب المثل های ایرانی / هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی

۳۰۰۱۴۳۴داستان و ریشه ضرب المثل های ایرانی / هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی

درویشی بود که در کوچه و محله می رفت و می خواند: «هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.» زنی حیله گر این درویش را دید و به آوازش گوش داد، سپس به خانه رفت و خمیر درست کرد و یک فطیر شیرین پخت و کمی زهر هم لای فطیر ریخت و آورد و به درویش داد و رفت به همسایه اش گفت: من به این درویش ثابت می کنم حرفش اشتباه است.

از قضا زن یک پسر داشت که ۷ سال بود گم شده بود، در بازگشتش به شهر به درویش برخورد، سلامی کرد و گفت: من از راه دور آمده ام و گرسنه ام. درویش هم همان فطیر زهری را به او داد و گفت: «زنی برای ثواب این فطیر را برای من پخته، بگیر و بخور جوان!»

پسر فطیر را خورد و حالش به هم خورد و به درویش گفت: این چه بود، سوختم؟ درویش فوری رفت و زن را خبر کرد. زن دوان دوان آمد و دید پسر خودش است! همانطور که توی سرش می زد و شیون می کرد، گفت: حقا که تو راست گفتی؛ هرچه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی.

 داستان و ریشه ضرب المثل های ایرانی / هر چه کنی به خود کنی گر همه نیک و بد کنی

دانلود

اخبار

آرشیو

گالری عکس

آرشیو

اس ام اس های تازه

آرشیو

آهنگ های پیشواز

آرشیو