هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،آرزوی دیگران است.(جک لندن)
خوش آمدید - امروز : پنج شنبه ۸ تیر ۱۳۹۶
A
خانه » اخبار » اخبار چهره ها » تجربه مهتاب کرامتی از دوره بازیگری/از انتخاب خودم پشیمان نیستم

پرداخت وجه درب منزل

shoparak shop

تجربه مهتاب کرامتی از دوره بازیگری/از انتخاب خودم پشیمان نیستم

تجربه مهتاب کرامتی از دوره بازیگری/از انتخاب خودم پشیمان نیستم

آنچه مهتاب کرامتی از زندگی خصوصی,خانواده و تجربیات کاری اش گفت...

تجربه مهتاب کرامتی از دوره بازیگری/از انتخاب خودم پشیمان نیستم

 

مهتاب کرامتی از رفتار کلیشه ای و کلاس گذاشتن های معمول اکثر هنرمندان مخصوصا خانم ها  به دور بود.

گفت و گو با مهتاب کرامتی

می خواهیم از ورود به سینما شروع کنیم. شما از کلاس بازیگری وارد سینما شدید ولی می خواهم بدانم آیا درست ترین راه ورود به بازیگری و سینما را همین کلاسها می دانید یا اینکه ممکن است راه های دیگر هم باشد و اولویت داشته باشد و درنهایت نظر خودتان راجع به صحیح ترین راه ورود به بازیگری حرفه ای چیست؟
– به اندازه تعداد بازیگرانی که داریم، راه هایی برای ورود به سینما وجود دارد. شاید تجربه من پیرامون ورود به سینما برای فرد دیگری موثر نباشد. من تنها می توانم تجربیاتم را ارائه دهم و بگویم من به این طریق وارد شدم و نظرم این است که این مسیر مثبت تر است اما ممکن است فرد دیگری به شکلی کاملا متفاوت از من وارد سینما شده و بازیگر بسیار خوب، موفق و ماندگار باشد. ما قرار نیست به کسی خط مشی صددرصد بدهیم، بلکه قرار است تجربیاتمان را اینجا به هم منتقل کنیم. من از کلاسهای بازیگری شروع کردم و به نظرم یکی از راه های مثبت برای ورود به عرصه سینما همین کلاس ها است. پیش از آن، گاه در کوچه و بازار به من پیشنهاد بازیگری می شد که راه راحت تری برای ورود به سینما بود، اما ترجیح دادم از طریق کلاسهای بازیگری این اتفاق رخ دهد. در آن زمان تعداد کلاسهای بازیگری از تعداد انگشتان یک دست هم کمتر بود اما تمامی آن ها معتبر بودند. بارها این موضوع را تعریف کرده ام که از طریق حبیب رضایی با کلاسهای آقای تارخ آشنا شدم که یکی از معتبرترین کلاسها بود و واقعا هم خوشحالم که از آنجا شروع کردم.

فکر کنم آن زمان فقط آقای سمندریان و آقای تارخ و آقای کیمیایی کلاس داشتند؟
– آن زمان حتی کلاس های آقای کیمیایی هم باز نشده بود. یعنی تنها دو آموزشگاه وجود داشت البته احتمال هم دارد که چند آموزشگاه دیگر وجود داشته و من آن ها را نمی شناخته ام اما اصلی ترین ها در عرصه تئاتر و سینما کلاسهای آقای تارخ و استاد سمندریان بودند. در آن زمان امکان تحصیل در دو رشته تحصیلی وجود نداشت و این آموزشگاه ها برای من که تجربه تحصیل در رشته میکروبیولوژی را داشتم و دلم می خواست هنر هم بخوانم بسیار جالب بود . من در خانواده ای کاملا علمی بزرگ شدم. مادرم فوق لیسانس مهندسی صنایع غذایی و خواهرم داروساز بود. من هم میکروبیولوژی می خواندم و بعید بود که بتوانم درس را نیمه کاره رها کنم و سراغ هنر بروم. یکی از دوستان و همکلاسی هایم همان موقع این کار را انجام داد و اولین دوره کارگردانی تئاتر سوره که برگزار شد، تغییر رشته داد. یعنی میکروبیولوژی را که خیلی هم رشته مشکلی است، نیمه کاره رها کرد. او گویا این جرات و جسارت را داشت و من همیشه تحسینش می کنم. اما انجام این کار برای من ممکن نبود. همیشه معتقدم باید کار را به پایان رساند و فکر می کنم شانس آوردم که تحصیلم در رشته میکروبیولوژی را به پایان رساندم. این تحصیلات خاطره بسیار خوبی برایم داشت.

هیچوقت پشیمان نشدید؟
– به هیچ عنوان. اگر دوباره به دنیا بیایم، همین راه را ادامه می دهم.

جریان حبیب رضایی چه بود؟
– حبیب رضایی را در صف نمایش «عشق آباد» کار آقای میرباقری دیدم و به یاد دارم که این صف دورتادور تئاتر شهر پیچ خورده بود. از او پرسیدم که چه کار می کنی؟ و او از حضورش در کلاسهای بازیگری آقای تارخ گفت. ایشان از شاگردان دوره اول کلاس ها و من دوره دومی هستم. پس از آن حبیب رضایی یک اپیزود در سریال «خانه سبز» کار کرد که به نظرم اپیزود موفقی بود. به او گفتم من هم دلم می خواهد در این کلاس ها حضور داشته باشم چرا که همیشه به دنبال کلاس خوبی بودم که بتوانم به آن اطمینان کنم و با حضور در آن بیاموزم. آن زمان انتظار نداشتیم که اگر کلاس بازیگری می رویم، اساتید موظف به پیدا کردن کار برای ما باشند. ابدا چنین چیزی درذهن ما نبود. ما به دنبال یادگیری بودیم و کلاس های آقای تارخ این امکان را برای من فراهم کرد. از همین طریق هم به سریال « مردان آنجلس» معرفی شدم و باقی ماجرا را که می دانید.

در ابتدا هم گفتم که زیاد نمی خواهیم به نحوه بازیگر شدن شما بپردازیم بلکه می خواهیم بوسیله شما به کسانی کمک کنیم که دنبال این کار هستند.
– دانشگاه حرف اول را می زند اما به نظر من اگر یک نفر فکر کند که بازیگری را تنها از طریق تئوری می تواند یاد بگیرد، اشتباه است. باید در کنار این مباحث تئوریک تجربه عملی هم وجود داشته باشد. همواره به افرادی که کلاسهای بازیگری را می گذرانند و فکر می کنند اگر کلاسهای بازیگری را طی کنند حتما جذب کار حرفه ای می شوند، می گویم که خودتان باید این امکان را فراهم کنید. شرایط عجیب شده است. زمان کارآموزی ما تعداد فیلمها و سریالهایی که کار می شد، بسیار اندک بود. آثار ۹۰ دقیقه ای وجود نداشتند و شاید تعداد متقاضیان بازیگری هم کمتر بودند، نمی دانم! اما به نظرم آن موقع ورود به عرصه حرفه ای امر دشوارتری بود.

شاید تعداد متقاضی کمتر نبود ولی اینکه هر کسی فکر کند به راحتی می تواند بیاید و این کار را بکند، وجود نداشت.
– شاید، تعداد سریالهایی که ساخته می شود، فیلم های ویدیویی که راهی رسانه تصویری می شوند، فیلمهای ۹۰ دقیقه ای و تعداد تئاترهایی که روی صحنه می روند، افزایش یافته اند. آن زمان که ما فعالیت می کردیم فضا برای کار اندک بود. افراد علاقه مند از من سوال می پرسند که چطور وارد عرصه بازیگری شوند؟ بسیاری از آن ها هم به قول شما فکر می کنند به بازیگری علاقه دارند ولی برای این علاقه شان هیچ فعالیت و تلاشی نمی کنند و فکر می کنند یک چهره زیبا می تواند ورود به سینما را صد درصد تضمین کند. شاید این اتفاق رخ دهد اما قطعا ماندگار نیست. من به آنها می گویم حالا که کلاسهای بازیگری را گذراندید، دچار ناامیدی نشوید. گروه های تئاتری تشکیل دهید و در حوزه تئاتر فعالیت کنید. خاک صحنه و زحمت و تلاش باعث می شود آرام آرام شناخته شوید و به نیکی از شما یاد شود. پس از آن مطمئن باشید برای ورود به سینما نه تنها نیازی به تلاش شما نیست بلکه آدم ها سراغ شما خواهند آمد. تعداد فیلمسازان فیلم کوتاه زیاد شده است. می توان از بازی در این فیلم ها شروع کرد. برخی که حتی نمی خواهند کلاس بگذرانند! اگر کلاس هم گذراندند و تلاشی کردند و یکسال هم دوره دیدند، احساس می کنند باید نقش یک به آنها پیشنهاد شود درحالی که چنین امکانی وجود ندارد. شما باید آرام  آرام خودتان را بشناسانید که آدم ها بتوانند به شما اطمینان کنند. باز هم تکرار می کنم روشهای مختلفی برای ورود به عرصه بازیگری وجود دارد. شاید برای فردی که پدر و مادرش در عرصه سینما فعال هستند، راه های دیگری هم وجود داشته باشد یا برای کسی که از عالم تئاتر فعالیتش را آغاز می کند، روش های دیگری هم وجود داشته باشد.

چقدراز تئاتر شروع کردن را توصیه می کنید؟
– الزامی نیست که کسی که تئاتر کار می کند و موفق است حتما در سینما هم موفق باشد و جذب سینما شود. این اتفاق می تواند رخ ندهد. راه های مختلفی وجود دارد شاید اگر…

تئاتر به بازیگری کمک می کند؟
– کمک زیادی می کند اما نه اینکه تصور کنیم اگر تنها تئاتر کار کنیم، می توانیم بازیگر موفقی در سینما باشیم. باید هر دو را تجربه کنیم. سینما و تئاتر دو مدیوم متفاوت هستند و در کنار هم، یکدیگر را تکمیل می کنند. یک بازیگر سینما اگر بخواهد تئاتر کار کند، باید تمرین کند، تمرین کند، تمرین کند و کار کند تا یاد بگیرد. یک بازیگر تئاتر هم همینطور. شاید یک بازیگر تئاتر بی نهایت موفق، نتواند در سینما خیلی بدرخشد و بالعکس.

این همیشه برای من سوال بود که چطور سر از یونیسف درآوردید!
– دستاورد دانشگاه من همین بود. شاید هرجا بگویم که من میکروبیولوژی خوانده ام بگویند که زمانم را تلف کرده ام اما ابدا این طور نیست. به نظرم شما هر مسیری را که طی می کنید راه دیگری را برایتان باز می کند. من دوست داشتم که در این مسیر فعالیت کنم و یونیسف این امکان را به من داد. میکروبیولوژی رشته بسیار سخت ولی بی نهایت جذاب است. من در کمپین های مختلف اچ ای وی ایدز حضور داشتم و کار من با یونیسف به همین شکل آغاز شد.آن زمان احساس کردم که باید در این عرصه بیش از این کار شود. هنوز هم همین اعتقاد را دارم. می توانم بگویم که شرایط بدتر هم شده است. به هر حال اچ آی وی باعث آشنایی من با یونیسف شد و امسال ۱۰ سالگی حضور من در این سازمان است.

یک مقدار راجع به مراقبتهایی که از خود بازیگری باید انجام شود، توضیح دهید. جسم، روح، روان، فکر، تغذیه…
– این موضوع بی نهایت اهمیت دارد. فردی که کار بازیگری می کند، نوع زندگی اش بالطبع متفاوت می شود. اگر که بخواهد سالم، موفق و ماندگار باشد، گذراندن زمان زیاد در اجتماع و مهمانی ها مفهومی ندارد. یعنی شما وقت چندانی ندارید. تعداد کارهای من را که می بینید، آیا امکان دارد که این اتفاق رخ دهد؟ خیر. خواب به موقع، تماشای فیلم ، کتاب خواندن، تغذیه مناسب، اهمیت به وزن بدنی و سلامت بدن اهمیت بسیاری دارد. من سر فیلم «مزار شریف» پیاده روی های طولانی می کردم چون باید تمام مدت آن گاری را حمل می کردم. نقش خیلی سختی بود شاید حتی سختی اش در کار دیده نشود ولی اینها احتیاج به یک آمادگی جسمی خوب دارد. شما بدون آمادگی نمی توانید این کار را انجام دهید. پس باید خود را بشناسید و بدن، ذهن و فکرتان را آماده کنید. باید همواره امروزتان با دیروز یک تفاوتی داشته باشد. من باید هر روز یک سازندگی داشته باشم و باید یک عرصه جدید را شروع کنم.

کمی بیشتر توضیح دهید. خیلی ها فکر می کنند که بازیگری این است که کاری پیشنهاد می شود و بازی می کند و بعد می خوابد تا پیشنهاد بعدی!
– این روش من را اقناع نمی کند. عالم بازیگری بی نهایت جذاب است و به شما این امکان را می دهد که تجربیات متفاوت را زندگی کنید. لمس زندگی های دیگر از نزدیک حتی اگر سطحی باشد، بی نهایت جذاب است اما برای من کافی نیست. من دوست دارم تهیه کنندگی را شروع کنم.
ما که تیم خیلی خوبی تشکیل داده ایم. چند خانم که در یک دفتر کار می کنیم و البته به هیچ عنوان فمینیست نیستیم! شرایط به گونه ای فراهم شده که در کنار هم باشیم. اعتقاد دارم که در ابتدا باید با یک نفر رفاقت کنید و وقتی توانستید رفیق باشید حالا می توانید طولانی مدت با او کار کنید. وگرنه که یک تجربه است و تمام می شود. این امکان برای من فراهم شد که در کنار خانمطهورا ابوالقاسمی که یکی از بهترین های تهیه و تولید هستند، باشم. سمیرا علایی که به هر حال هم رفیق و هم مانند خواهر و البته مدیر برنامه های من است و تجربه بسیاری در عرصه تولید در فیلمهای متفاوت دارد. سحر مصیبی که کارش را در سینما با منشی صحنه فیلم بودن آغاز کرد، دستیار کارگردان بوده و دستیار برنامه ریز موفقی هم هست.پس تیم مان کامل است. ما آمدیم و در کنار هم قرار گرفتیم برای اینکه تفکرمان یکی است و همه دوست داریم که سازندگی داشته باشیم. اینها همه منجر به تولید فیلم داستانی «تیک آف» شد که به نام «آه، ای عبدالحلیم» آن را می شناسید. زمانی که قرار بود احسان عبدی پور این فیلم را در بوشهر بسازد، سمیرا علایی به عنوان مدیر تولید فعالیت داشت. من و خانم ابوالقاسمی هم به عنوان تهیه کننده حضور داشتیم. نتیجه فیلم فوق العاده خوبی شد و منتظریم که ان شاءالله در اکران دوم نوروزی حضور داشته باشد. قرارداد فیلم را بسته ایم و امید داریم اکران موفقی داشته باشد. اگر امکان تبلیغات مناسب و برابر برای همه وجود داشته باشد و بتوانیم از تمام امکاناتمان استفاد کنیم این فیلم دیده می شود. به نظر من این فیلم برای نسل جوان ما پیامهای خوبی دارد و بازی های درخشانی در این فیلم می بینیم. مطمئنم پس از تماشای این فیلم نظرتان مثبت خواهد بود. پس از آن فیلم «صفر تا سکو» را تهیه کردیم. البته میان این دو فیلم کارهای زیادی انجام دادیم که اگر بخواهم برایتان توضیح دهم یک روز کامل زمان می برد. ما یک برنامه درباره مسابقه بدلکاری تهیه کردیم که کار خیلی سنگینی هم بود. البته متاسفانه هنوز امکان ارائه اش را نداشتیم ولی کارهایش در حال اتفاق افتادن است که به شکل دیگری ارائه شود.

در نمایش خانگی؟
– بله. ان شاءالله. تلویزیون باید از این کار استقبال کند و امیدوارم این اتفاق رخ دهد اما اگر نشد، آن را در شبکه نمایش خانگی عرضه می کنیم. در این برنامه با خواهران منصوریان آشنا شدیم. سحر مصیبی آنجا توانست تجربه ساخت فیلم کوتاه اکشن را داشته باشد و خیلی هم تجربه موفقی بود. فکر می کنم تنها خانمی است که کار اکشن کرده و به امید خدا با ارائه برنامه این فیلم را خواهید دید.

یک فیلم کوتاه جدا است؟
– بله. ابتدای مسابقات یک فیلم کوتاه اکشن ساخته و گذاشته شده است. در این برنامه از بدلکاران حرفه ای استفاده شده و کارهایی را که آن ها انجام داده اند، معرفی می شود. در ادامه دو تیم در کنار یکدیگر، مسابقه می دهند. به هر حال برنامه خوبی است که ۳ سال پیش ساخته شد و هنوز فرصت پخش نیافته است. پس از آن باز هم رفاقت و تجربه ساخت فیلم مستند «صفر تا سکو» پیش آمد که فوق العاده موفق بود. خدا را شکر فیلم خوبی است . در سینما حقیقت جایزه بهترین فیلم را گرفت و در جشنواره فجر در چهار بخش نامزد شد… به قدری تجربه موفقی بود که آقای ایوبی اعتقاد داشتند می تواند اکران عمومی شود و ما تلاشمان را می کنیم که اگر خدا بخواهد و شرایط فراهم شود، این مستند در سینماهای کشور نمایش داده شود.

قبل از اینکه وارد مقوله کودکان شویم آخرین سوالم را راجع به بازیگری می پرسم؛ فیزیک و چهره قطعا در بازیگری موثر است. مطلبی از شما خوانده بودم که جایی گفته بودید کسانی که همیشه درحال آرایش کردن هستند و می خواهند خودشان را زیباتر نشان دهند، به درد کار ما نمی خورند. بالاخره شما هم چهره مناسبی برای بازیگری داشتید اما خیلی های دیگر هم بوده اند که این چهره را داشته اند ولی باز نتوانسته اند و محو شده اند.
– این تکرار می شود. وقتی به ورطه تکرار بیفتید، به نظرم تمام شده اید. نباید بگذارید به تکرار بیفتید. هستند دوستانی که به قدری جذاب هستند که دائم خودشان را تکرار می کنند. بی نهایت هم فوق العاده خواهد بود و می توانند راهشان را تا انتها ادامه دهند و همیشه محبوب آدمها باشند. من خودم این تجربه را داشتم و همیشه هم این متلک (ورود صرفا بخاطر چهره) را می شنوم هرچند که دیگر به خودم نمی گیرم چون عکس آن را ثابت کردم. باید تلاش کنی استعداد خود را ثابت کنی و پس از آن بهتر است که مسیر خود را پیش بروی. چون به هر حال باید بدانی که هنگام موفقیت درباره ات اظهارنظر می شود. وقتی که اظهارنظری وجود نداشته باشد یعنی که تمام شدی! همواره در مورد این موضوع که چشم روشن ها با پارتی به سینما وارد می شوند یا به خاطر چهره شان می آیند و بازی بلد نیستند، صحبت می شود. البته این بحث ها در حال حاضر بسیار کمتر شده است اما هنوز هم وجود دارد. برای شخص من علاوه بر علاقه به بازیگری مسائل دیگری مهم بود. من می خواستم کارگردانان ثابت کنم که می توانند علاوه بر چهره روی بازیگری من حساب کنند و نقش های متفاوت تری به من پیشنهاد دهند. برای همین در فیلم «بیست» و «خاک سرخ» بازی کردم و تمام اینها برای من یک مسیر دیگری را باز کرد.

باز از منظر آن کسی که یک چهره زیبایی دارد و فکر می کند که من با این چهره دیگر نباید مشکلی داشته باشم. بازیگرانی بودند که با چهره زیبایشان یک بار وارد سینما شدند و بازی کردند…
– بار دوم دیگر باید یک چیزی از خودش نشان دهد. به هر حال نمی شود منکر شد. من می گویم یک چهره کاریزماتیک و نه زیبا می تواند به جلب توجه مخاطب برای دیدن یک فیلم کمک کند. شما نمی توانید نتیجه اش را کتمان کنید اما اگر قرار باشد تمام بازیگران ما خوشگل باشند، این گستره بی نهایت از شخصیتهای متفاوت چه می شود؟ بنابراین ما برای نقش های مختلف نیاز به شکل ها و فیزیک های متفاوت و البته کاریزماتیک داریم. مخاطب باید بتواند با شخصیت فیلم همذات پنداری کند، جذبش شود و دو ساعت او را ببیند. زیبایی ملاک نیست. من کلاس بازیگری رفتم و تست دادم. در کلاسهای کارنامه برای جذب هنرجویان بازیگری و ورود آن ها به کلاس ها به خانم نگار اسکندرفر کمک می کردم و این کار من را در این سوی میز قرار می داد. یعنی جایگاهم تغییر کرده بود و این بار شاهد تست دادن دیگران بودم. تعداد خانمها و آقایانی که برای تست می آمدند، زیاد بود اما من دوستانی را می دیدم که می آیند و سعی می کنند با آرایش آدمها را مقهور خودشان کنند یا از زیبایی شان استفاده کنند. این موضوع از دید خانوم نگار اسکندرفر و من یک نقطه و امتیاز منفی بود. این تلاش هاست که پله ای برای ورود به سینما می شود. مثلا گریمورهای ما همیشه این اعتقاد را دارند که راست و چپ صورتمان به صورت مادرزادی هیچ گاه قرینه نیست و این را همه می دانند. حال اگر بیایید و تلاش کنید که با تاتوی ابرو، دو ابرو را شبیه هم دربیاورید، با این کار گویا به گریمورها فحش داده اید. آن ها نمی توانند خانمی را که ابروی تاتو داشته باشد گریم کنند. تو امکان دیگری نداری و همیشه یک شکل هستی حتی اگر بی نهایت متقارن باشد. همین به تو محدودیت می دهد.

کمی از سینما بیرون بیاییم؛ راجع به بهار و نوروز یا خاطره ای بگویید.
بهار؛ سال گذشته برای هیچکدام از ما به نظرم سال خیلی خوبی نبود و اتفاقهای خیلی بد و متاثرکننده داشتیم. ولی ناخودآگاه زمانی که شما به اواسط اسفند و پایان زمستان نزدیک می شوید، نمی دانم چه اتفاقی می افتد که یک امیدواری انگار در دل آدمها جوانه می زند و احساس می کنند که می توانند امید داشته باشند که سال جدید و بهار را با امید و آرزوی شرایط بهتر، زندگی بهتر، فضای بهتر برای اطرافیان، برای هم میهنان شروع کنند. حداقل می توانیم آرزو کنیم، و ناخودآگاه حال آدمها بهتر می شود و احساس می کنند که باید به استقبال بهار بروند. همین به استقبال بهار رفتن یعنی خاطرات بد را فراموش کنیم. اتفاقات خوب را به خاطر بسپاریم و احساس کنیم که درسال جدید می توانیم یک زندگی و هدف زیباتر، بزرگتر، پرنشاط تر و مثبت تری را پیگیری کنیم.

آرزویم برای بهار اول از همه سلامتی برای همه مردم است ولی برای سینما و اهالی سینما آرزو می کنم که سینمای پربارتری داشته باشند. آرزو می کنم در سال جدید همدیگر را بیشتر دوست داشته باشیم. آرزو می کنم همدیگر را کمتر قضاوت کنیم. آرزو می کنم که هوای هم را بیشتر داشته باشیم. شاید همه اینها به نظر شعار بیاید ولی اگر یک کوچولو به آن فکر کنیم و هر کدام مان یک قدم کوچک برداریم و کمی مثبت تر فکر کنیم، مطمئنم سال آینده، سال موفق تری برای سینمای ایران خواهد بود. حداقل می توانیم آرزو کنیم.

تجربه مهتاب کرامتی از دوره بازیگری/از انتخاب خودم پشیمان نیستم

دانلود

اخبار

آرشیو

گالری عکس

آرشیو

اس ام اس های تازه

آرشیو

آهنگ های پیشواز

آرشیو

shoparak shop

پرداخت وجه درب منزل