هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری ،آرزوی دیگران است.(جک لندن)
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۶
A
خانه » اخبار » اخبار جامعه و عمومی » خون بازی دختران راهی جهت تظاهر یا …

پرداخت وجه درب منزل

shoparak shop

خون بازی دختران راهی جهت تظاهر یا …

خط خطی کردن دست و پا با تیغ و آسیب زدن به بدن چندسالی است که در میان دختران دوره متوسطه خبرساز شده است هست. بعضی معتقدند این

خون بازی دختران راهی جهت تظاهر یا ...

خط خطی کردن دست و پا با تیغ و آسیب زدن به بدن چندسالی است که در میان دختران دوره متوسطه خبرساز شده است هست. بعضی معتقدند این خشونت علیه بدن عنوان جدیدی نیست و آن نتیجه خشم فروخفته ای می دانند که در دختران به شکل انتقام از بدن ظهور پیدا می کند.

چرا این دختران به بدن خود آسیب میزنند؟

هفته نامه جامعه پویا: با «نسرین بهمن پور»، کارشناس علوم تربیتی و روان شناسی و مشاور مدرسه ای در کرج که تعدادی از دانش آموزانش دست به خون بازی زده اند، راجع به علل آن و راه هایی که آموزش و پرورش با به کارگیری آنها می تواند در کم کردن این شکل از آسیب موثر باشد، صحبت کرده ایم.

عبارات مهم : مهارت های زندگی – خانواده
خون بازی در چه گروه و مقطعی در مدارس مرسوم است؟ به چه شکلی به خودشان اسیب می زنند؟

خون بازی در فرزند های کلاس نهم و دهم زیاد مرسوم هست؛ ولی این شیوع شکل های مختلفی دارد که باید به صورت جداگانه بررسی یشود. معمولا با تیغ زدن روی پوست یا ضربه سوزن ته گرد یا خراش با در نوشابه و رانی یا شیشه جراحت هایی به خودشان وارد می کنند.

تفاوتی که اشاره می کنید، در انگیزه های این کار است؟

من در تجربه هایی که با این فرزند ها داشته ام، اینها را به چند دسته تقسیم می کنم، گروهی که خون بازی برایشان جنبه نمایشی دارد؛ اینها معمولا آسیب های سطحی به خودشان وارد می کنند، خطوط باریک و ریز را معمولا می شود روی بدنشان دید و از نمایش آن هم ابایی ندارند.
 

 
معمولا این گروه به علت درگیری های عاطفی با دوستان غیر هم جنس یا مواردی مثل همدلی با همکلاسی اقدام به آسیب های این گونه می کنند؛ ولی بعضی از اینها به صورت عمیق به خودشان آسیب می زنند؛ این گروه می کوشند این زخم ها را پنهان کنند. گاهی این زخم ها آن قدر عمیق است که حتی نگاه کردن به آنها هم سخت هست. این گروه نیازهای شدید به مشاوره های روان شناسی و روان پزشکی دارند و گاهی یک تیم باید روی اینها کار کند.

چه چیزی ممکن است فرد را ترغیب کند تا این گونه به بدنش آسیب وارد کند و خود را زجر بدهد؟

در اغلب موارد ریشه مهم این رفتارها در این دسته از نوجوانان آسیب هایی جسمی است که از دوران کودکی دیده اند یا سوءاستفاده هایی از آنها شده است است و قصد دارند با این واکنش‌ها از بدنشان انتقام بگیرند. اغلب این فرزند ها یا به شکل شدیدی با فقر اقتصادی درگیر هستند، یا در معرض دعوا و آزار قرار دارند یا اعتیاد در خانواده وجود دارد. این دسته از فرزند ها خود را مسبب خیلی از پرسشها می دانند؛ جهت مثال نوجوانی با کسی دوست بوده و در دوره دوستی از او سوءاستفاده شده است و بعد از مدتی رها شده است است.
 
در تجربه بعدی اش هم همین اتفاق تکرار می شود، از آن جایی که نمی تواند عصبانیتش را به آن فرد بیرونی کند، فریاد بزند و خشمش را بروز دهد، این عیب و کشور عزیزمان ایران را از درون خودش می داند و تلاش می کند با اسیب زدن به خود از بدنش انتقام بگیرد. معمولا در این حال با زجر  دادن و زخمی کردن خود احساس آرامش می کنند.

درواقع آنها بدن خود را عامل بدبختی خودشان و زخمی کردن این بدن را تسکین بخش می دانند. این زخم ها فریاد می زند که به جسم من قبلا تعرض شده است هست؛ این تعرض می تواند تجاوز یا سوءاستفاده یا حتی کتک زدن و تحقیر از طرف خانواده باشد.

از آنجایی که شما در کرج فعالیت دارید و کرج هم یکی از مناطقی است که از جهت آسیب های اجتماعی اوضاع نامطلوبی دارد، در مدرسه ای که شما هستید چقدر این عنوان رواج دارد؟ آیا موردی را می توانید مثال بزنید و دلایلش را از این کار بیان کنید؟

متاسفانه در مدرسه ای که من هستم، خون بازی و آسیب به بدن خیلی مرسوم هست. همین امسال سه دانش آموز داشتم که زخم های عمیق در بدنشان ایجاد کرده بودند. چند سال پیش دانش آموزی داشتم که کاملا واکنش‌ها ضداجتماعی و اختلال شخصیت مرزی داشت که درواقع همان ناپایداری حالت عاطفی و رفتاری هست. با اطرافیانش درگیر می شد و با دبیر بد حرف می زد؛ اصلا درس نمی خواند به طوری که مدرسه قصد داشت عذرش را بخواهد.

من به عنوان مشاور خواستم این دختر جهت مدتی به جای رفتن سر کلاس فقط به عنوان دستیار من در اتاق مشاوره حاضر شود؛ بنابراین روزهایی که نوبت مشاوره ام در مدرسه بود، به مدرسه می آمد و در اتاقم بود. حتی در هنگام مشاوره به دانش آموزان، از فرزند ها می خواستم که این دختر حاضر باشد، معمولا فرزند ها هم چون با من صمیمی بودند قبول می کردند.
 
یک بار که می خواست من را محک بزند، جلوی من تیغ را برداشت و انگشت هایش را برید، طوری این کار را کرد که خون فواره می زد؛ با این حال واکنشی نشان ندادم و دستش را پانسمان کردم و اصلا از او نپرسیدم آیا این کار را کرده هست. بعد از مدتی به من گفت هنگامی که پنج سالش بوده پدرِ شوهر خواهرش به اسم اینکه می خواهد برایش چیز بخرد او را از منزل بیرون می برد و آزار می دهد. او گفت: «من هنگامی که به منزل بر می گشتم گریه می کردم و هنگامی که هم گریه می کردم مادرم من را می زد و می گفت تو غرغرویی». هنگامی که این دختر ماجرا را تعریف کرد، گفت: «راحت شدم، بالاخره به یکی گفتم».

خیلی سفیدرو و قشنگ بود. همه به او می گفتند تو چقدر خوشگلی. به این شکل می خواست از این خوشگلی اش انتقام بگیرد، چون آن را عامل بدبختی خودش می دانست. بدنش را که نشان داد زخم های عمیقی روی ران و بازوهایش زده بود که دل آدم را می فشرد. او را نزد روان دکتر فرستادیم و دارو مصرف کرد و حتی یک دوره شوک گرفت. چون اوضاع خیلی حادی داشت. حالا اوضاعش خیلی بهتر شده؛ ولی این اتفاق جهت هر لحظه رد ذهنش زخم ایجاد کرده است.

در مواردی از این دست چقدر می توانید وارد خانواده بشوید و مداخله کنید؟

من دانش آموزی داشتم که از سوی یکی از اقوامش آزار و اذیت شده است بود. من خودم علی رغم میل و اراده وارد ماجرا شدم؛ یعنی درواقع چندان نمی شود مداخله کرد. زیاد تلاش می کنیم راه های مقابله را به دانش آموز یاد دهیم تا خودش جهت مقابله اقدام کند.

در خون بازی های سطحی چطور؟ فقط ناکامی های عشقی علت این زخم زدن هاست؟

نه هر لحظه این طور نیست، گاهی یک دسته و گروه با هم این کار را می کنند؛ جهت مثال دوست یکی از فرزند ها خیلی ناراحت است و مسئله دارد و مشکلش را نمی توانند حل کنند؛ بنابراین جهت همدردی با او شیارهای کوچکی روی دست ارزش ایجاد می کنند.

این قضیه به تازگی در مدارس مد شده است است؟

نه الان زیاد رویش تمرکز شده، وگرنه سال هاست که این اوضاع را در مدرسه ها می بینیم.

اما در یکی، دو دهه گذشته این عنوان چندان مرسوم نبود؟

در آن وقت خودکشی مرسوم بود؛ قرص خوردن. از این منظر شاید خون بازی بهتر از خوردن قرص و خودکشی باشد.

آسیب رساندن به خود دوره سنی خاصی دارد؟ یعنی بعد از آن دوره تمام می شود؟

در همه گروه های سنی دیده میشود؛ ولی در دوره نوجوانی مرسوم تر هست. به ندرت حتی تا ۶۰ سال هم دیده می شود. البته در سنین بالاتر این حس زیاد حالت خودکشی به خودش می گیرد. قرص خوردن یا حتی خودسوزی؛ یعنی اگر این حس درمان نشود می تواند به آسیب جدی تری منجر شود.
 

چرا زن ها این گونه خشم خود را ابراز می کنند؟ در حالی که ظهور این عنوان در مردها کاملا متفاوت هست؛ جهت مثال در مدارس پسرانه خون بازی رواجی ندارد.

شرایط جامعه ما این حالت را شدت یافتن می کند؛ جهت مثال اگر پسری در منزل درگیر شود، در منزل نمی نشیند و گریه نمی کند، هوار می زند و می رود بیرون و خشمش را با دوستانش به اشکال دیگری بروز می دهد. البته در پسرها هم این مسئله به صورت محدودتری وجود دارد، به خاص پسرهایی که آزار دیده اند.

مداخله مشاور به نظر تا حد زیادی می تواند کمک کننده باشد، با این حال خیلی از مدارس مشاور ندارند.

مشاور ندارند یا گاهی هم مشاورها دانش کافی ندارند. من تلاش می کنم کارگاه های متفاوت را بروم. مشاور باید ید اجتماعی و تفکر انتقادی داشته باشد. این عنوان کمک می کند تا زیاد موثر باشیم.

مدرسه چقدر می تواند در کم کردن این آسیب موثر باشد، به خاص راجع به دخترها که معمولا در خانواده امکان بروز خشم ارزش را ندارند؟

سیستم آموزش کشور از شش سالگی فعال می شود؛ ولی در پنج سال اول زندگی تربیت نهادینه می شود و باورهای بنیادین شکل می گیرد، با این حال سیستم آموزشی کشور ما نمی تواند کنترلی بر این قضیه داشته باشد. سیستم آموزشی و دروس سنگین است و فرزند ها کشش نشستن و تمرکز در کلاس را ندارند.
 
این عنوان کار را جهت معلم و دانش آموز سخت می کند. سیستم آموزشی کشور ما بسیار معیوب است و باید کار کارشناسانه شود تا دروسی را جهت تفریح فرزند ها و آموزش انواع مهارت ها بگذارند. مهارت های زندگی باید متناسب با سن فرزند ها آموزش عملی داده شود و به جای بعضی دروس زائد، مهارت های زندگی آموزش داده شود.

واقعیت این است که زیاد کردن شدید افسردگی و کم کردن خوش حالی در خانواده ها و به نوعی خوش حالی گریزی زمینه های آسیب هایی از این دست را به وجود می آورد و باید نظام اموزش و تربیت ما به این مسئله توجه جدی تری کند.

به نظر می رسد نه تنها مشاوران، بلکه همه پرسنل مدرسه و همه معلمان باید ارتباط با دانش آموزان را آموزش ببینند، آیا این آموزش ها وجود دارد؟

ما حتی همکارهای مشاوری داریم که با فرزند ها خیلی بد برخورد می کنند. حال نمی توان توقعی از سایر دبیران داشت. در دانشگاه چیز خاصی به ما در این باره آموزش داده نمی شود. آموزش و پرورش جهت دوره های ضمن خدمت هزینه های زیادی می کند که اغلب ارزش بی ارزش هست، در حالی که تک تک معلم ها باید آموزش مهارت های ارتباطی ببینند تا بدانیم با نوجوانان باید چطور برخورد کنیم. حتی من که مشاور هستم هم این دوره ها را پشت سر نگذاشته ام و معلم ها هم توان ندارند و نمی دانند باید چگونه سر کلاس با دانش آموز برخورد کنند.

نگاه آموزش و پرورش در این زمینه خیلی عمیق نیست؛ جهت مثال یک دوره ضمن خدمتی راجع به ارتباط با نوجوانان گذاشته می شود و بعد می بینیم اینترنتی امتحان می گیرند، یک نفر می خواند و به جای همه امتحان می دهد، این می شود ضمن خدمت؛ خب معلوم است که این دوره تاثیر مورد نیاز را ندارد.

 

خون بازی دختران راهی جهت تظاهر یا …

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: هفته نامه جامعه پویا

 

واژه های کلیدی: مهارت های زندگی | خانواده | مشاوره | دختران | آموزشی | مدرسه | فرزند | سیستم | آموزش | انتقام

دانلود

اخبار

آرشیو

گالری عکس

آرشیو

اس ام اس های تازه

آرشیو

آهنگ های پیشواز

آرشیو

shoparak shop

پرداخت وجه درب منزل