عزیزانم هنگام نشستن, بزرگان و ریش سپیدان را بر خود مقدم بدانید.(کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶
A
خانه » اخبار » اخبار جامعه و عمومی » آمارهای غیر واقعی در مهاجرت دانشجویان، چرا؟

آمارهای غیر واقعی در مهاجرت دانشجویان، چرا؟

حالا ما در دهکده جهانی زندگی می‌کنیم. نسبت مسافت روی نقشه، با طی کردن آن در زمان، دیگر مثل گذشته نیست. فرمول های دیروز با شرایط امروز نمی

آمارهای غیر واقعی در مهاجرت دانشجویان، چرا؟

حالا ما در دهکده جهانی زندگی می کنیم. نسبت مسافت روی نقشه، با طی کردن آن در زمان، دیگر مثل گذشته نیست. فرمول های دیروز با شرایط امروز نمی خواند. گذر از مرزها، دیگر به معنای تحمل زحمت ها نیست. با چشم بر هم زدنی، می رسیم به آنجا که دلخواه ماست.

آمارهای غیر واقعی در مهاجرت دانشجویان

همچنان اگر کسی طلبه علم باشد و واجد شایستگی های لازم، می تواند از مرزهایی که دستخوش سیاست شده است اند و صعب العبور؛ بی قید و شرط عبور کند و دورترین راه ها را با هواپیماهای سریع السیر بپیماید. دیگر همچون گذشته، غم غربت پرزور به جان آدمیزاد ایرانی نمی افتد که از پا درش آورد. توی منزل اش در هزاران کیلومتر دورتر از وطن، با کشک و زعفران ایرانی غذا می پزد و پای تبلتش بطور آنلاین، پدر و مادر و عزیزانش را می بیند و موسیقی ایرانی تازه به بازارآمده گوش می دهد و کتاب های جدیدالانتشار فارسی را از اینترنت دانلود می کند. می تواند همانطور که در کتابخانه دانشگاهش در کالیفرنیا نشسته، آنلاین و از طریق دنیای مجازی به صحن و سرای بارگاه ملکوتی حضرت رضا (ع) وارد شود و عرض ارادت کند و خلاصه اینکه جز حضور فیزیکی هیچ گونه فاصله ای بین او و میهن و اهل و عیال و اعتقاداتش نمی افتد و تمام و کمال ایرانی می ماند. در عین حال نزد عالی ترین اساتید و دانشمندان در عالی ترین دانشگاههای دنیا تلمذ می کند و حتی در عالی ترین شرکت های چندملیتی دنیا مشغول به کار می شود و هزار راه نرفته اش را می آزماید و آخر یک روز دوباره به میهنش بازمی گردد، البته که شاید هم بازنگردد.

عبارات مهم : فرهنگ ایرانی – فارغ التحصیل
اگر بازگردد که جهت ما شیرینی مکرر است و اگر هم بازنگردد تجربه زیسته همگی ما و بخصوص تجربه سالهای اخیر خدمت من در بنیاد ملی نخبگان و آشنایی زیاد با این جوانان مستعد نشان می دهد که آنان همچنان سفیر فرهنگی سرزمینشان باقی می مانند و افتخارشان افتخار ما هست. همه جا خود را ایرانی معرفی می کنند و به ایرانی بودنشان می بالند و هر لحظه ای که امکان خدمت به مام میهن برایشان فراهم باشد آن خدمت را ولو از راه دور هم انجام می دهند.

اما وقت گذشته، درس ها و تجربه های گرانبهایی جهت ما به جا می گذارد. با نگاهی به تاریخ کشورمان، این توصیه را به یادمان می آورد که سابقه هجرت علم آموزان سرزمین ما در طلب دانش های سایر ملل به پیش از ظهور اسلام بازمی گردد؛ می گویند انوشیروان عده ای از محصلان و استادان جندی شاپور را به هند فرستاد تا علوم مکتسبه دانشمندان آن دیار را بیاموزند. نوشته اند که از جمله آنها برزویه طبیب بود که با تنی چند از دانشمندان و کتب هندی به کشور عزیزمان ایران بازگشت. با این حال، ظهور اسلام و ورودش به کشور عزیزمان ایران صفحه درخشان ممتازی را در تاریخ علم و دانش کشور عزیزمان ایران رقم زد. اینکه پیامبر اعظم فرموده بود: «اطلبوا العلم ولو بالصین»، علم را بیاموزید اگر چه مورد نیاز باشد جهت آموختنش به دورترین نقطه عالم سفر کنید و اینکه امیرمومنان که خود دروازه علم هست، فرموده بود: «حکمت را فراگیرید اگر چه از مشرکین باشد»، به ایرانیان تشنه اسلام آموخت که تحصیل علم در نظام اعتقادی این آیین یک ضرورت مطلق است و هیچ قید و شرطی ندارد؛ اعم از قید وقت و قید مکان.

همین امر موجب شد که مهاجرت به قصد تحصیل جهت دانش آموزان و جویندگان دانش در فرهنگ ایرانی، نه تنها امری مضموم که انجام آن؛ فریضه ای ممدوح محسوب شود. این شیوه اگر چه در دوره افول تمدن اسلامی در سرزمین ما به فراموشی رفت ولی نخستین احیاگر آن سردار دلاور ایرانی عباس میرزا بود که دریافت آنچه باعث عقب افتادگی ایرانیان و شکست های پیاپی آنان شده، دور ماندن آنها از علوم و فنون روز است و به همین باعث نخستین گروه از محصلان ایرانی را جهت تحصیل علوم به خارج از کشور فرستاد.

چه بسا که مرد درد آشنایی همچون امیرکبیر هم به پیروی از همان اندیشه به تاسیس دارالفنون همت گماشت و این سنت اعزام محصل به خارج از کشور جهت تربیت استاد و وارد کردن علوم تازه به کشور بعد از فوت او هم ادامه یافت. در طول تاریخ همواره و مراکز علمی و شهرهایی در اقصی نقاط دنیا وجود داشته است که هرکدام، طالبان علوم بخصوصی را به خود جذب می کرد. همچنان که در علوم اسلامی نیز چنین بوده و است که طالبان جهت آموختن آن به نجف اشرف هجرت می کردند یا به قم و خراسان می آیند.

آنچه تا اینجا گفتیم همه مربوط به گذشته است و دورانی که طالبان علم باید دوری راه و مشکل جانکاه مسیرهای خطرناک را مجبور می شدند و بستگانشان جهت گرفتن خبری از انها یا رسیدن دست خطی از ایشان باید ماهها چشم به راه می ماندند و این مهاجران جویای دانش نیز چه بسا بسیاری از ایام را به مشکل و مشقت در غربت می گذراندند تا به عنوان نمونه کمک خرجی که خانواده برایشان می فرستادند بعد از چندین ماه به دستشان برسد. می خواهم بگویم کسب علم آنقدر اهمیت داشته است که طالبانش نه تنها مشقت غربت و مهاجرت و بی خبری از عزیزانشان را به جان می خریدند بلکه با خطرات مالی و جانی هولناکی نیز روبه رو می شدند، ولی هیچ کدام از اینهمه مشقت، آنها را از رفتن راهی که عاشقش بودند و سلوکش را فریضه می دانستند باز نمی نشستند.

در طول سالهای اخیر کم نبوده اند جوانانی که به علت شایستگی هایشان موفق به اخذ پذیرش از عالی ترین دانشگاههای آمریکا و اروپا شده است اند و بسیاری از آنها بعد از بالندگی و کسب تجربه های گرانبها، به کشور عزیزمان ایران بازگشته اند و با راه اندازی استارت آپ ها و تاسیس شرکت های دانش بنیان خدمت بی نظیری به گردش چرخ های اقتصاد غیر نفتی و دانش بنیان ما انجام داده اند. در همین لحظه که مشغول نوشتن این سطورم بسیاری از اسامی شرکت های بزرگی که همه مخاطبان اعم از متخصص و عامی با نام و حوزه فعالیتشان آشنا هستند و چه بسا از خدماتشان بهره مند نیز می شوند، به ذهنم می رسد که جهت پرهیز از تبلیغاتی شدن این یادداشت عجالتا نامشان را نمی برم.

اما در همین شرایط عده ای نیز هستند که با استفاده از امکانی که یک تریبون یا یک رسانه در اختیارشان گذارده است فریاد وااسفا سر می دهند و به آمارهای غلط و غیر واقعی استناد می کنند و با نگرش بعضا سیاسی ادعا می کنند که جوانان مستعد و نخبگان ما صید صیادان ابرقدرت و دشمن های جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران شده است اند. حتی جایی دیدم که کسی آماری را به نقل از صندوق بین المللی پول (IMF) آورده بود که به ادعای آن صندوق درسال ٢٠٠٩؛ کشور عزیزمان ایران از بین ٩٢ کشور مورد مطالعه، رتبه اول فرارمغزها داشته هست. در صورتی که این گزارش کذب محض هست. اصلا IMF چنین گزارشی درسال ٢٠٠٩ منتشر نکرده و این شارلاتانیزم ژورنالیستی باارائه آمار عجیب و غریب و غیرواقعی تلاش در بالا نشان دادن آمار تعداد نخبگان جلای وطن کرده را با اهداف سیاسی دارد. حال آنکه شما خواننده محترم جهت دریافتن صحت این ادعا می توانید یک جستجوی راحت در اینترنت انجام دهید و خود به حقیقت و کذب آن واقف شوید.

بد نیست عزیزانی را که مشتاق دانستن آمارها و اعداد و ارقام واقعی هستند دعوت کنم به خواندن ادامه این یادداشت؛ در طلیعه پیروزی انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۵۷ تعداد کل دانشجویان کشور عزیزمان ایران ٢۷۰ هزار نفر بود که از این تعداد ۱۰۰هزار نفر در دانشگاه های خارج از کشور تحصیل می کردند. از این تعداد، ۵۷ هزار نفر در ایالات متحده آمریکا تحصیل می کردند که از این حیث کشور عزیزمان ایران بزرگترین کلونی دانشجویان (عمدتا بورسیه) غیرآمریکایی و مقام اول را در این کشور از آن خود کرده بود. ولی در سال ۱۳۹۶ جمعیت دانشجویان ایرانی ۴/۷ میلیون نفر را مشمول بر میشود که فقط ٤٨هزارنفر معادل یک درصد از کل دانشجویان ایرانی در خارج از کشورند که از این میان تنها دوازده هزار نفر در دانشگاههای ایالت متحده مشغول به تحصیل ( غیربورسیه) هستند. این اعداد و ارقام نشان می دهد که نه تنها تعداد دانشجویان مستعد که جهت تحصیل مهاجرت کرده اند افزون نشده بلکه به شکل چشمگیری کم کردن داشته هست. تعداد دانشجویان عربستانی در امریکا ۵ برابر دانشجویان ایرانی است و کشور عزیزمان ایران از این نظر بعد از چین، عربستان و کره جنوبی و… و همانند ترکیه مقام سیزدهم را در میان کشورها را دارد.

مهم تر از این اعداد و ارقام ولی اتفاق میمونی است که در سالهای اخیر با آن روبه رو بوده ایم و آن پدیده مهاجرت معکوس هست. آمارها در این زمینه نشان می دهد که هشتصد نفر از عالی ترین استعدادهای ایرانی که فارغ التحصیل دانشگاههای درجه یک در دنیا هستند در طول همین سالها از ۱۰۰ دانشگاه اول دنیا با برنامه و حمایت بنیاد ملی نخبگان به کشور بازگشته اند و در حوزه های تخصصی خودشان مشغول به فعالیت و خدمت به جمهوری اسلامی کشور عزیزمان ایران هستند. این اتفاق را می توان تحقق فرمایش رهبر فرزانه انقلاب دانست که در دیدار با دانشجویان و استعدادهای برتر علمی کشور در مهرماه سال نود و چهار فرمودند که: «این نخبگی را از برکت انقلاب اسلامی نیز بدانید لیکن انقلاب به جوانان کشور عزیزمان ایران شخصیت، هویت و جرأت داد تا نیرو و استعداد درونی خود را بکار اندازند.» و جوانان ما در سراسر دنیا نشان داده اند که به این باور رسیده اند و به آن عمل می کنند.

با همه این اوصاف، مهاجرت تحصیلی دانشجویان و استعدادها آیا نشانه بد بودن اوضاع است؟ آیا باید بابت رفتن هر دانشجوی ممتازی که به ینگه دنیا سفر می کند، چنگ بر سینه زنیم و موهای سرمان را دانه به دانه با سوز و تاب، بر کَنیم؟ آیا این یک ترساندن جهت هویت اجتماعی ما محسوب می شود؟ گذشته به ما آموخته که اگر فرزندان مان را به نیکویی بیاموزانیم که خدمت به میهن، افتخاری ابدی است و دانه های حب میهن را در دل هایشان به نیکویی بکاریم، آنان هیچ گاه علی رغم مصالح مملکت تان، واکنش‌ها نخواهند کرد. ایرانیان در دنیا به داشتن غم غربت، معروف و مشهورند. هیچ ملتی را نمی شناسیم که به اندازه ما، لحظه لحظه زندگی اش در کشور عزیزمان ایران را با خود همچون گنجی گرانبها، تا دورترین نقاط دنیا حمل کرده باشد. آمار هم که نشان می دهند آنهایی که رفته اند؛ یا بازگشته اند به کشورشان یا از آن سو، دغدغه خدمت به میهن را با صدای بلند اعلام کرده اند.

اینکه مهاجرت دانشجویان و نخبگان را طوری تعبیر کنیم که امری مضموم و ناپسند هست، آگاهانه یا ناخودآگاهانه، باری بر دوش مهاجران می گذاریم که بازگشتشان را کندتر و سخت تر می کند. باعث می شود آنان در چشم خود و دیگران، به نامهربانی و پشت کننده به میهن متهم شوند. در حالی که این گونه نیست و به توصیه بزرگان دین و سرآمدان روزگار، جهت آموختن دورترین مکان ها و مشرک ترین آدم ها، جلودار طالبان علم نخواهند شد. بعد مورد نیاز است که این عنوان را در عصر شکوفندگی علم و فناوری، جور دیگری ببینیم و آنچه صلاح میهن و اهالی آن است در نظر داشته باشیم. درخت شتاب علمی و اقتصاد دانش بنیان به همت همه ایرانیان از جمله هجرت کنندگان، میوه های شیرین تری به دست ما خواهد داد.

آمارهای غیر واقعی در مهاجرت دانشجویان، چرا؟

گردآوری: گروه خبر سیمرغ
seemorgh.com/news
منبع: isna.ir

واژه های کلیدی: فرهنگ ایرانی | فارغ التحصیل | دانشجویان | استعداد | ایرانیان | مهاجرت | جوانان | ایرانی | انقلاب | استعداد | ایران

دانلود

اخبار

آرشیو

گالری عکس

آرشیو

اس ام اس های تازه

آرشیو

آهنگ های پیشواز

آرشیو