هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
A
خانه » تفریح و سرگرمی » معما و تست هوش » ضرب المثل شده است حكایت روباه و مرغ‌های قاضی

ضرب المثل شده است حكایت روباه و مرغ‌های قاضی

ضرب المثل | حیوانات | گرسنگی | گرسنه | روباه | حیوان | دنیای ضرب المثل

ضرب المثل شده است حكایت روباه و مرغ‌های قاضی

ضرب المثل شده است حكایت روباه و مرغ های قاضی

عبارات مهم : ضرب المثل – حیوانات

داستان ضرب المثل شده است حكایت روباه و مرغ های قاضی

ضرب المثل شده است حكایت روباه و مرغ‌های قاضی

مورد استفاده:

این ضرب المثل جهت پرهیز كردن به افراد عادی جامعه از درافتادن با ثروتمندان و افراد بانفوذ حكومت به كار می رود.

در جنگلی سرسبز، گرگ و روباهی چندین سال با هم رفیق بودند. زیاد وقت ها این دو دوست با هم جهت شكار به حیوانات حمله می كردند و با هم آن حیوان را می خوردند. ولی معمولاً هركدام خودش به دنبال غذا می رفت مگر اینكه حیوانی كه می خواست شكار كند به حدی بزرگ بود كه تنهایی نمی توانست آن حیوان را شكار كند و از دوستش كمك می گرفت.

ضرب المثل | حیوانات | گرسنگی | گرسنه | روباه | حیوان | دنیای ضرب المثل

شكار رفتن و تقسیم خوراكی دو نفره میان این دو حیوان دوستی و نزدیكی ایجاد كرده بود. و حتی گاهی می شد كه این دو حیوان چندین روز غذایی جهت خوردن پیدا نمی كردند و گرسنه می ماندند.

در یكی از این دفعات گرگ گرسنه، همین طور كه به دنبال غذا می گشت از كنار مرغدانی منزل ی بزرگی گذشت و نگاهی به مرغدانی انداخت و دید پنج تا مرغ و خروس چاق در آنجا مشغول دانه خوردن هستند.

گرگ كمی فكر كرد و برگشت داخل جنگل و دنبال دوستش روباه گشت و هر جوری بود روباه را پیدا كرد و به او گفت: بلند شو بیا كه به اندازه ی چند روزمان غذای چرب و نرم پیدا كردم. روباه كه خیلی گرسنه بود با خوشحالی به گرگ گفت: بگو غذا كجاست كه من دیگر طاقت گرسنگی ندارم؟

ضرب المثل شده است حكایت روباه و مرغ‌های قاضی

گرگ گفت: دنبال من بیا تا نشانت بدهم و یكراست روباه را پشت حصار مرغدانی منزل آورد و گفت: ببین آنجا در مرغدانی است كه بازمانده. كسی هم امروز در منزل نیست، وگرنه تا الان در مرغدانی را بسته بود، فقط كافی است كمی عجله كنی و در یك چشم برهم زدن حداقل یكی از مرغ ها را بگیری و بیاوری.

روباه كه منتظر چنین موقعیتی بود از پشت حصارها دور زد و به در مرغدانی رسید. ولی همین كه آمد بپرد داخل مرغدانی یك لحظه با خود گفت: چه طور شده است كه گرگ با اینكه اینقدر گرسنه است خودش از شكار چنین لقمه آماده و لذیذی صرف نظر كرده و شكار مرغ ها را به من پیشنهاد می دهد. بهتر است صبر كنم تا جهت خوردن یك غذای لذیذ خودم را به كشتن ندهم.

ضرب المثل | حیوانات | گرسنگی | گرسنه | روباه | حیوان | دنیای ضرب المثل

كمی كه گذشت روباه از مسیری كه آمده بود برگشت و خود را به گرگ رساند، گرگ گفت: چی شد؟ آیا نرفتی توی مرغدانی؟ روباه گفت: اینجا منزل ی چه كسی است؟ این مرغ ها جهت چه كسی هستند؟ آیا صاحب منزل چنین اشتباهی كرده و در مرغدانی را باز گذاشته؟

گرگ گفت: چه فرقی جهت ما می كند، اینجا منزل ی قاضی شهر هست. حتماً عجله داشته و حواسش به مرغ و خروس هایش نبوده. روباه با شنیدن این حرف ها مثل حیوانی كه شكارچی ماهری را دیده باشد پا به فرار گذاشت. گرگ دوید تا خود را به روباه رساند و گفت: چی شده؟ آیا فرار می كنی؟

روباه گفت: از گرسنگی علف بخورم، بهتر است تا مرغ و خروس های منزل ی قاضی شهر را بخورم. اگر قاضی بفهمد كه این دزدی، كار من هست، كافی است بگوید از فردا گوشت روباه حلال هست. آن وقت تو فكر می كنی من بتوانم جان سالم به در ببرم و كمتر از یك هفته نسل روباه ها منقرض می شود.

ضرب المثل شده است حكایت روباه و مرغ‌های قاضی

منبع:rasekhoon.net

واژه های کلیدی: ضرب المثل | حیوانات | گرسنگی | گرسنه | روباه | حیوان | دنیای ضرب المثل

دانلود

اخبار

آرشیو

گالری عکس

آرشیو

اس ام اس های تازه

آرشیو

آهنگ های پیشواز

آرشیو