بایگانی برچسب ها: داستان کوتاه

متنی زیبا و جالب از کتایون ریاحی در صفحه شخصی اینستاگرامش

متنی زیبا و جالب از کتایون ریاحی در صفحه شخصی اینستاگرامش

کتایون ریاحی بخشی از گفته های مریل استریپ را در صفحه اینستاگرامش قرار داد. متنی زیبا و جالب از کتایون ریاحی در صفحه شخصی اینستاگرامش متنی زیبا و جالب از کتایون ریاحی در صفحه شخصی اینستاگرامش کتایون ریاحی بخشی از گفته های مریل استریپ را در صفحه اینستاگرامش قرار داد. تشکر کتایون ریاحی از مریل استریپ کتایون ریاحی ریاحی این متن را در صفحه اش منتشر کرد: مهربانو مریل استریپ ، تنها مى توانم بگویم: “جانا سخن از زبان ما مى گویى...

ادامه مطلب

داستان جالب ترانه مرا ببوس چگونه خلق شد؟

داستان جالب ترانه مرا ببوس چگونه خلق شد؟

ترانه مرا ببوس یکی از جاودانه ترین آهنگ های تاریخ ایران می باشد. قصد داریم به تاریخچه این ترانه ماندگار بپردازیم. داستان جالب ترانه مرا ببوس چگونه خلق شد؟ داستان جالب ترانه مرا ببوس چگونه خلق شد؟ ترانه مرا ببوس یکی از جاودانه ترین آهنگ های تاریخ ایران می باشد. قصد داریم به تاریخچه این ترانه ماندگار بپردازیم. ترانه مرا ببوس چگونه خلق شد؟ ترانه‌ی «مرا ببوس» را شاید بتوان یکی از خاطره‌سازترین ترانه‌هایی دانست که در خاطره‌ی جمعی ا...

ادامه مطلب

داستانی پندآموز و زیبا از زن و شوهری میان سال

داستانی پندآموز و زیبا از زن و شوهری میان سال

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند داستانی پندآموز و زیبا از زن و شوهری میان سال داستانی پندآموز و زیبا از زن و شوهری میان سال زن و شوهر پیری...

ادامه مطلب

داستان کوتاه عبرت آمیز:ﺩﺭ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﺧﻄﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺵ

داستان کوتاه عبرت آمیز:ﺩﺭ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﺧﻄﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺵ

تو شمال شهر منطقه ای در آمریکا ،یه قنادی باز شد.فقط پولدارا میتونستن اونجا خرید کنن ، یه روز که تعدادی از پولدارا تو قنادی در حال خرید بودن ،یه گدای ژنده پوش وارد شد و تموم جیبهاشو گشت ،یه سنت پیدا کرد و گذاشت رو میز ،گفت اینو شیرینی بهم بده !! مدیر قنادی با دیدن این صحنه جلو اومد و به اون فقیر تعظیم کرد داستان کوتاه عبرت آمیز:ﺩﺭ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﺧﻄﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺵ داستان کوتاه عبرت آمیز:ﺩﺭ ﭘﻮﺷﻴﺪﻥ ﺧﻄﺎﻱ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ، ﺷﺐ ﺑﺎﺵ داستان کوتاه تو شمال شهر منطق...

ادامه مطلب

ماجرای عجیب زنی با گربه هایش ازدواج کرد+عکس

ماجرای عجیب زنی با گربه هایش ازدواج کرد+عکس

ماجرای عجیب زنی با گربه هایش ازدواج کرد+عکس ماجرای عجیب زنی با گربه هایش ازدواج کرد+عکس ازدواج یک زن با دو گربه اش سوژه رسانه های مختلف شده است. زنی که با گربه هایش ازدواج کرد بعضی از مردم علاقه زیادی به حیوانات دارند اما اگر کسی با یک حیوان ازدواج کند, شما چه فکری درباره او می کنید؟ باربارلا بوخنر زنی ۵۰ ساله است که ۱۲ سال است که با دو گربه ازدواج کرده است! زن در کنار همسرانش! ماجرای عجیب زنی با گربه هایش ازدواج کرد+عکس بارب...

ادامه مطلب

داستان کوتاه آموزنده و بخشش خداوند

داستان کوتاه آموزنده و بخشش خداوند

داستان کوتاه آموزنده و بخشش خداوند داستان کوتاه آموزنده و بخشش خداوند داستانک زیبای خدا پشت پنجره ایستاده جانی کوچولو با پدر و مادر و خواهرش سالی برای دیدن پدربزرگ و مادربزرگ رفته بودن به مزرعه. مادربزرگ یه تیرکمون به جانی داد تا باهاش بازی کنه. موقع بازی جانی به اشتباه یه تیر به سمت اردک خونگی مادربزرگش پرت کرد که به سرش خورد و اونو کشت. جانی وحشت زده شد، لاشه رو برداشت و برد پشت هیزمها قایم کرد. وقتی سرشو بلند کرد دید که خواهرش ه...

ادامه مطلب