هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : چهارشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۶
A
خانه » صوتی و تصویری » دانلود کلیپ » دانلود اجرای مهران غفوریان در مرحله سوم خنداننده برتر خندوانه
 

دانلود اجرای مهران غفوریان در مرحله سوم خنداننده برتر خندوانه

دانلود کلیپ و فیلم کوتاه لحظه اجرای استندآپ کمدی مهران غفوریان در مرحله ۳ مسابقه خنداننده برتر خندوانه شبکه نسیم در مقابل جواد رضویان در جمعه شب ۱۷ مهر ۹۴

مهران غفوریان مرحله سوم خنداننده برتر

خلاصه برنامه مهران غفوریان :

مهران پس از شروع بلافاصله به سراغ پدرش رفت و گفت :

آقام خدابیامرز هم خطاط بود،هم نقاش و هم در نیرو دریایی بود و فقط یکم روی من حساس بود!

مهران غفوریان از زمانی گفت که پدرش برای چند روز او را در کودکی خانه خاله اش گذاشت و وی همان روز ماشین کوچکی که پسرخاله اش به تازگی گرفته بود را در شلوارکش جا گذاری کرد و این باعث شد تا به خاطر دستشویی نرفتنش به بیمارستان منتقل شود که در آن جا هنگام آمپول زدن بالاخره ماشین افتاد و پدر کتک مفصلی به او زد.

وی همینطور از شمشیر بدست شدن پدرش برای تنبیه او در دوران کودکیش تعریف کرد و بعد درباره اصرار هایی که با برادرش برای خرید ویدئو به پدر می کردند گفت، ویدیویی که بعد از مدت ها از دور خارج می شد و تنها با آن بایستی فیلم ترسناک یا ورزشی نگاه می کردیم،آنقدر که مجبور شد یم حدود ۲۰۰ بار اژدها وارد می شود را ببینیم.

غفوریان اظهار کرد:

بعد از این مدت یک فیلم هندی را از یکی از دوستان مدرسه ایم گرفتم و شب با کلی استرس و کلک یک ربع فیلم را بیشتر ندیده بودم که برق ها رفت و اون زمان برق که می رفت ۴۵۰ سال طول می کشید تا برگردد، برای همین مجبور شدم همانطور ویدیویی که فیلمم در آن بود را به خدا بسپارم و بروم تا اینکه ظهر پدرم را در حال دیدن اژدها وارد می شود دیدم که این یعنی فیلم از دستگاه درآمده ،اما حالا کجا رفته را خدا می داند.

عاشقانه های مهران برای پدرش
او در ادامه از علاقه پنهان پدرش به فیلم هندی ، مخفی کردن آن در کمدش و تلاشهایش برای برگرداندن آن به دوستش گفت،بعد خاطره ای از ماشین سواری ،تصادف و کتک هایی که برای بردن بی اجازه ماشین از آن مرحوم خورده بود تعریف کرد و بعد به فوت پدرش و تلاشی که برای سنگ تمام گذاشتن در مجلس ختم وی کرده بود اشاره کرد و گفت :

همه کارها که البته بد پیش رفته بود جواب داد و پدرم شب به خوابم آمد و گفت دست از سرمن بردار،دیگه نمیخواد مراسم سوم و هفتم بگیری! برای همین پولش را خرج خیریه ای کردم.

(گزارش از فاطمه شهدوست)

مشاهده آنلاین :

دانلود با لینک مستقیم

دانلود
امتیاز 5.00 ( 1 رای )

اخبار

آرشیو

گالری عکس

آرشیو

اس ام اس های تازه

آرشیو

آهنگ های پیشواز

آرشیو

آزمون های آنلاین گزینه ها