نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶
A
خانه » اس ام اس » جک های جدید فانتزی من اینه – ۲۳ فروردین ۹۴

جک های جدید فانتزی من اینه – ۲۳ فروردین ۹۴

مطالب جالب و طنز با موضوع فانتزی من اینه ۲۳/۱/۱۳۹۴

بیست و سوم فروردین هزار و سیصد و نود و چهار

فانتزی من اینه که

یکی از فانتزیای من اینه که
با مامان بابام دعوام شه از خونه فرار کنم خواننده شم،
بعد خعلی معروف و پولدار بشم،در حالی که تو استخر پسته شناورم خبر نگارا بیان بهم بگن:
یه دهن افتخار میدین؟!؟
بعد یه نگاه عاقل اندر سفیهه بندازم شروع کنم با مهراد هیدن به یاد دوران طفولیت بخونیم:
امتحانامون،،،،،هماهنگه،
وحشت و سختی،،،،،توی چشمامه،
گند زدیم ما به،،،،،امتحانامون،
هیچی نخوندیم ما،از رو کتابامون!
بعد با یه بغل پسته سوار پراید نوک مدادیم بشیم و گازو بگیریم بریم تو عمود تا ترافیک نشده…
بعله،همچین آدم آینده نگری هستم!خخخ!

فانتزیم اینه که یه برنامه تلوزیونی دعوتم کنه، بعد دعوتشونو رد کنم!! اصن یه کلاسی داره که نگو!

فانتزی من اینه که وقتی داداشم خوابه برم جورابم رو بزارم رو دماغش
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شما چطور؟

یکی از فانتزیام اینکه که
.
.
.
.
.
.
.
سیرابی با عسل بخورم. !!!!
چیه خب هرکی یا فانتزی داره دیگه!:|

فانتزيه من اينه كه صبح بيدار بشم ببينم حمومم رفته شده باشه، ريشم تراشيده شده باشه، پيراهنم اطو زده شده باشه، صبحانه خورده شده باشه، سركار رفته شده باشم، كارام انجام شده باشه، برگشته باشم خونه، الان خواب باشم.
چه روز سختي بود…
مديونيد فكر كنين ….شادم.

یکی از فانتزی هام اینه وقتی دارم با مخاطب خاصم صحبت میکنم مامانم بیاد بگه سلام منم بهش برسون:-))
خو اینطوری نیس دیگه هر دفعه دارم حرف میزنم با گوشی از اون ته خونه داد میزنه این کدوم خریه داری باهاش حرف میزنی در ضمن اینقدم حرف نزن پول شارژتو نمیدم هاا

فانتزی من اینه که این سازنده تبلت مارشال یا سازنده تبلیغ تبلت مارشال رو بگیرم انقدر بزنم که نای تکون خوردن نداشته باشه.
هر وقت تو تبلیغ میگه که تنظیم زمانبندی داره تا بچه ها کم تر با بازی ها،بازی کنند تو خونواده زود به من نگا میکنن.
والا پدرم در اومده

یکی از فانتزی های من اینه که تفریحی برم جهنم و یه کپسول آتش نشانی هم با خودم ببرم و آتیش هارو خاموش کنم و بیام و همه رو نجات بدم و معروف بشم تازه اگه دستمم برسه لامپ هارو هم خاموش میکنم… دیونه هم خودتونییییید!!!! والااااااااااا با این آتیشاشون آدم میترسه خووو….!

یکی از فانتزیام اینه که ۱۰ سال بعد که ۲۸ سالم شد و یواش یواش دارم ترشیده ی واقعی میشم و میخوام ازدواج کنم; وقتی خواستگاره ازم پرسید تاحالا با کسی دوست بودی یا نه؟ بگم آره از ۱۴ تا ۲۸ سالگیم جمعا ۴۲ مخاطب خاص داشتم یعنی هرسال ۳تا. خیلی کنجکاوم عکس العمل طرفو ببینم.به هرحال یکی از این ۴حالت اتفاق می افته: ۱) باورش میشه،عصبانی میشه و میره و دیگه برنمیگرده. ۲) باورش نمیشه،میخنده و به بقیه ی سؤالاش ادامه میده. ۳) باورش میشه، از ازدواج منصرف میشه،میخنده و پیشنهاد دوستی میده. ۴) باورش میشه، بی تفاوته، میخنده و میخواد باهام ازدواج کنه. [ من دوتای آخری رو خفه میکنم.]

یکی از فانتزیای من اینه که یه روز که اعصابم داغونه با مشت بکوبم به دیوار بعد دیوار ترک بخوره ساختمون بریزه پایین بعدش من زیر آوار گیر کنم و بعد از یک ماه از اون زیر درم بیارن،یهو خبرنگارا بریزن سرم بپرسن این یک ماه و چجوری گذروندی؟!۰-۰
منم زل بزنم تو چشماشون و بگم:به نام خدا وقتی ساختمون سقوط کرد من تن تاک پام بود:|دراز کشیدم،پاهامو گرفتم بالا،حالاهم زندم =)))

اقا شاید باورتون نشه ولی من ب یکی از فانتزیام رسیدم فانتزیم این بود ک خودمو تو لباس عروسی ببینم که بالاخره دیدم ولی براش سختیهای زیادی متحمل شدم سه روز کامل تمام کارای داداشمو انجام دادم تا بالاخره راضی شد باهم بریم مزون ونقش دامادو بازی کنه

دیوانه م خودتی ک نمیری دنبال فانتزیات

 

دانلود
امتیاز 5.00 ( 1 رای )

اخبار

آرشیو

گالری عکس

آرشیو

اس ام اس های تازه

آرشیو

آهنگ های پیشواز

آرشیو

daroopost