پس به یاد من باشید تا به یاد شما باشم (خداوند)
خوش آمدید - امروز : شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
A
خانه » متفرقه » معنی و مفهوم سرزندگی در فضاهای شهری

معنی و مفهوم سرزندگی در فضاهای شهری

معنی و مفهوم سرزندگی در فضاهای شهری

اگر شهر را به مانند يك موجود زنده فرض كنيم بر اي ادامه زندگي به سرزندگي و نشاط نيازمند است. نقش فضاي شهري، يا به عبارتي فضايي كه در آن تعاملات اجتماعي شهروندان شكل مي گيرد و فرهنگ جامعه در بستر آن ارتقا مي يابد، در كشور ما روز به روز در حال افول است . شرايط حاكم بر شهرهاي امروزي شيوه زندگي جديدي را القا مي كند كه در آن پياده روي به منظور انجام اهداف مختلف ناديده گرفته مي شود؛ به عنوان نمونه خريد كردن و حتي تماشاي مغازه ها در يك فضاي پياده يكي از فعاليت هاي جذاب و پرطرفدار شهري به شمار مي آيد به گونهاي كه يكي از انواع فضاهاي پويا و سرزنده در جهان، مركز خريد پياده است كه متأسفانه جايگاه چنين فضاهايي در شهرهاي ما به درستي تعريف نشده؛ هم چنين سلطه بي قيد و شرط خودروهاي شخصي بر شهر و به تبع آن تداخل حركت سواره و پياده از سرزندگي مي كاهد؛ به علاوه نقش پياده روي به عنوان يكي از اركان مهم سلامت روحي و جسمي شهروندان، بسيار كمرنگ شده است . از سوي ديگر در كشور ما فستيوال ، كارناوال و آن چه به مفهوم جشن هاي خياباني در جهان مطرح است، آن چنان جايگاهي ندارد و جشن هاي باستاني به جاي مانده مانند چهارشنبه سوري، حرمت و كيفيت پيشين خود را از دست داده اند. واضح است كه لازمه سرزندگي فضاهاي شهري حضور مردم در شهر است؛ اما امروزه به دلايل گوناگون به خيابان به عنوان يك فضا براي گذران اوقات فراغت توجه نمي شود و صرف مدت زمان زياد در خيابان، مذموم تلقي مي گردد به گونه اي كه جوانان از اين كار منع مي شوند؛ اين در حالي است كه اگر خيابا ن فضايي امن و مطلوب را فراهم سازد و فعاليت ها و تفريحات سالم به گونه اي سازمان يافته و مطابق با ارزش هاي جامعه ميسر گردد، حضور فعال مردم و به تبع آن سرزندگي وزيستپذيري افزايش مي يابد. با شناسايي و تقويت عوامل مؤثر بر سرزندگي فضاهاي شهر و ايجاد فضاها ي  سرزنده ميتوان شهر را احيا و بازسرزنده نمود.

در خارج كشور دو تن از مشهورترين افرادي كه به طور خاص به موضوع سرزندگي پرداخته اند، جين جيكوبز و كوين لينچ هستند .

اين دو هركدام با رويكردي خاص به اين مفهوم نگريسته اند كه بر ديدگاه آن ها با وجود ارزشمند بودن، نقدهايي وارد مي باشد .چهار شرط اصلي را براي خلق تنوع بارور در خيابان ها و نواحي شهري و در نتيجه سرزندگي شهري بيان می نماید(جيكوبز، ۱۳۸۶)

  • محدوده ترجيحاً داراي بيش از دو كاركرد اصلي باشد . ۲- غالب بلوك ها كوتاه باشند. ۳- منطقه تركيبي از

ساختمانهايي با سن و شرايط متفاوت باشد . ۴- تراكم فشردة كافي مردم صرف نظر از علت حضورشان وجود داشته باشد. او در شرط اول بر روي تنوع كاربري، در شرط دوم و سوم بر روي تنوع كالبدي و در شرط چهارم از تنوع فعاليت ها سخن مي گويد؛

در واقع به اعتقاد او تنوع ، سرزندگي را به دنبال خواهد داشت؛ البته اين كاربري ها هستند كه فعاليت ها را پديد مي آورند و با وجود   كاربريهاي مختلط، قطعاً تنوع فعاليتي نيز بالا مي رود و در نتيجه آن تنوع افراد مراجعه كننده در ساعات متفاوت روز افزايش مي يابد. بنابراين يكي از ملزومات سر زندگي خيابان، وجود كاربري مختلط و تنوع آن ها است . ولي تنوع تنها يكي از ملزومات ايجاد سرزندگي و پويايي در يك فضا است و عناصر قدرتمند ديگري نيز وجود دارند كه در ايجاد فضاي شهري سرزنده تأثيرگذار هستند؛ به عنوان نمونه در منطقه جنت در مقياس خرد، طراحي شهري جذاب و متناسب با فعاليتها كه باعث جلب افراد به آنجا مي شود و در مقياس كلان، عوامل اجتماعي، فرهنگي، محيطي كه از برون بر فضا تأثير مي گذارند، در نظر گرفته شده است . كوين لينچ در كتاب عمدتاً سرزندگي را در مقياس كلان مورد بررسي قرار ميدهد و معتقد است سرزندگي به  ( ، “تئوري شكل شهر ” ( ۱۳۸۱همراه ۵ عامل ديگر معني، تناسب، دسترسي، نظارت و اختيار، كارايي و عدالت، محورهاي عملكردي شكل خوب شهر را تشكيل مي دهند. او سرزندگي را به چند بخش تقسيم مي كند كه عبارتند از: بقا، كفايت مقدار لازم آب، هوا، غذا، انرژي و خدمات مواد زائد،ايمني، عدم وجود سموم زيست محيطي و خطرات . سازگاري، هماهنگي ميان محيط زيست و نيازهاي انساني . سلامتي و تنوع ژنتيكي موجودات زنده مورد استفاده انسان و درنهايت ثبات بيولوژيكي

. لينچ در طبقه بندي خود، عمدتاً معيارهاي بيولوژيكي واكولوژيكي را مدنظر قرار داده و تنها با اين رويكرد به موضوع سرزندگي مي پردازد؛ عواملي نظير مسائل اجتماعي، فرهنگي را كه درست به اندازه عوامل اكولوژيكي در اين بحث داراي اهميت مي باشند ناديده گرفته است . بنابراين به منظور دستيابي به يك محيط سرزنده و پويا مي توان با ديد جامع تري به موضوع نگريست تا امكان طبقه بندي كامل تري فراهم گردد .

افرادي نيز به سرزندگي فضاي شهري پرداخته اند؛ پامير  در كتاب “خلق يك مركز شهري پرجنب وجوش “عوامل موثر بر يك مكان ) عمومي موفق و پر جنب و جوش را اين چنين معرفي مي نمايد: موقعيت مكا ن: جايگاه يك فضاي عمومي موفق بايستي به گونه اي باشد كه پذيراي جمع كثيري از افراد باشد؛ به علاوه در نزديكي مراكز خرده فروشي باشد به گونه اي كه جاذب و توليدكننده فعاليت پياده گردد . اندازه مكا ن: اندازه يك فضاي عمومي موفق بايد به گونه اي باشد كه گنجايش تفريحات جمعي و رويدادها را دا شته باشد ولي نه آن قدر بزرگ كه محصوريت فضا از بين رود . برنامه ريزي مكان: ايجاد يك فضاي زنده و دوستدار مردم هنگامي امكانپذير است كه اطراف آن مكان به وسيله مغازه هاي خرده فروشي، رستوران ها و كافه ها احاطه شده باشد . در نظر او كه يكي از راههاي كسب موفقيت در فضاي شهري، ايجاد فعاليت هاي تجاري به خصوص خدمات خوراكي است . طرح مكا ن: طراحي يك مكان بايد ظرفيت فضا را براي جذب و مطابقت فعاليت ها افزايش دهد . در اين رابطه به مواردي نظير نشيمنگاه مناسب، كاربري منعطف، راحتي، سازگاري وكيفيت بالا در عين سادگي اشاره مي كند.

در داخل كشور كورش گلكار در پژوهشي كه در رابطه با سرزندگي شهر به انجام رسانده سرزندگي شهري را معادل واژة

“Liveliness” و يا (“livability“) دانسته و آن را به عنوان يكي از مؤلفه هاي سازنده كيفيت طراحي شهري تعريف مي نمايد؛ به عبارت ديگر معتقد است سرزندگي به همراه شانزده كيفيت ديگر يعني خوانايي، شخصيت بصري، حسن زمان، غناي حسي، رنگ تعلق، آموزندگي، نفوذپذيري و حركت، اختلاط كاربري و فرم، همه شمول بودن، كيفيت عرصه همگاني، آسايش اقليمي، ايمني و امنيت، انعطاف پذيري، همسازي با طبيعت، انرژي–كارآيي و پاكيزگي محيطي، پديده اي به نام كيفيت طراحي شهري را مي آفريند.

نگرش ايشان به لحاظ كالبدي كاملاً مورد قبول مي باشد با اين تفاوت كه در اين تحقیق رويكرد به سرزندگي اعم از طراحي شهري است؛ با اين وجود در بخش كالبدي مدل تحليلي از يافته هاي ايشان بهره گرفته شده است.__

فعاليت: سرزندگي و پويايي فضاي شهري و درمقابل، ملال انگيزي آن بازتاب شمار و به خصوص نوع فعاليتها و رويدادهايي است كه در فضا صورت مي پذيرد. بنابراين براي شناسايي سرزندگي ابتدا بايد به بررسي فعاليت ها بپردازيم. به نوشته پاكزاد به تمامي افعا ل انساني كه در راستا ي برآورد ن يكي از نيازهاي او انجا  می گيرند فعالیت گفته می شود.

يانگهل ۴ ، شهرساز دانماركي  فعاليتها را به لحاظ اجباري يا اختياري بودن به سه دسته تقسيم نموده كه عبارتند  از: فعاليتهاي ضروری یا اجباري) مانند رفتن به مدرسه يا محل كار، منتظر ماندن در ايستگاه اتوبوس، خريد

فعاليت هاي انتخابي یا تفريحي) مانند رفتن به پارك و به طور كلي تفريح(

و فعاليت هاي اجتماعي مانند تماشا كردن ديگران، صحبت كردن، جلب توجه كردن

سرزندگي و زيست پذيري: براي مفهوم سرزندگي ، برابرهاي گوناگوني در غرب وجود دارد كه از آن ها مي توان به

Liveliness ،livability ،Viability ،Vitality اشاره نمود؛ كه البته به جز”Vitality” لغات ديگر، بيشتر به مفهوم زيست پذيري و قابليت زندگي نزديك هستند. در لغتنامه شهرسازي  رابرت كوا ن سرزندگي و زيستپذيري در كنار هم آمده و اينگونه معني شده است که  Vitality and Viability ويژگي مراكز شهرهاي كوچك و بزرگ موفق است؛ سرزندگي شهر بازتاب سطح شلوغي آن در اوقات مختلف روز و در بخشهاي مختلف است؛ درصورتي كه زيست پذيري ميزاني براي سنجش ظرفيت آن براي جذب سرمايه براي بقا، بهبود و تطابق نيازهاي متغير است.

فضاي شهري سرزنده: با توجه به تعاريف ارائه شده در رابطه با فعاليت و سرزندگي، يك “فضاي شهري سرزنده عبارت است از يك فضاي شهري كه در آن حضور تعداد قابل توجهي از افراد و تنوع آن ها)به لحاظ سن و جنس ( در گستره زماني وسيعي از روز كه فعاليتهاي شان عمدتاً به شكل انتخابي يا اجتماعي بروز مييابد به چشم ميخورد.

چارلز لاندري ( ۲۰۰۰,۴ ) مفهوم سرزندگي را به گونه اي متفاوت بررسي نموده؛ او سرزندگي و زيست پذيري را مجزا تعريف كرده و با چهار رويكرد عمده و به شكل موضوعي به مسئله پرداخته است . او ۹ معيار موثر را براي شناسايي يك شهر سرزنده و زيست پذير برميشمارد: تراكم مفيد افراد، تنوع، دسترسي، ايمني و امنيت، هويت و تمايز، خلاقيت، ارتباط و تشريك مساعي، ظرفيت سازماني و رقابت.

او نسبت به افراد ديگر با ديد جامع تري سرزندگي شهر را به شكل موضوعي بررسي كرده و به عمده عوامل موثر بر آن ها اشاره نموده است .

نمونه موردی جنت بوده که در زمان ها خاص از سرزندگی به خصوصی برخوردار است و در ساعات اولیه روز سرزندگی کمی را دارا می باشد.

نتیجه گیری:

سرزندگي، مفهومي اعم از فضاي شهري بوده و در دو سطح خرد و كلان قابل تعريف مي باشد؛ سرزندگي در سطح كلان، علاوه بر سرزندگي فضاهاي شهر، مفاهيمي چون عدالت، كارآمدي، سازگاري، انعطاف پذيري، كيفيت محيطي را نيز دربر مي گيرد كه در نهايت سرزندگي شهر درصورت پايداري به زيست پذيري منجر خواهد شد.

فضايي سرزنده است كه در دامنه وسيعي از روز ، انواع افراد به اختيار خود و نه از روي اجبار به آنجا آمده و لحظاتي را در فضا سپري نمايند؛ به عبارت ديگر يعني فضا بايد به گونه اي باشد كه مردم بيايند و بمانند.

با مطالعات انجام شده، اين نتيجه گرفته ميشود كه براي فراهم بودن زمينه جذب افراد به فضا و سپس نگه داشتن آن ها در فضا بايد نخست عناصر و عوامل جذب كننده موجود باشد و هم چنين مردم براي ماندن در فضا دچار مشكل نبوده و در كمال رضايت به سر برند . بنابراين به منظور ايجاد فرض اوليه براي ساخت مدل تحليلي، مي توان دو عامل جذابيت و رضايت را به عنوان ملزومات اوليه سرزندگي يك فضاي شهري درنظر گرفت و هر عاملي كه به نوعي جذابيت و رضايت را در فضاي شهري فراهم سازد، مي تواند در مدل جاي گيرد .

به عنوان نمونه عامل كاربري به عنوان يك عنصر جذب كننده ميتواند جزو عوامل موثر سرزندگي به شمار رود . مدل زير بر اساس جايگاه عناصر موثر تدوين شده است؛ درواقع در اين مدل مفهوم سرزندگي فضاي شهري دربرگيرنده بعد داخلي و خارجي خرد و كلان  ميباشد.

بعد داخلي به دو بخش كالبدي و غير كالبدي)فضايي و فعاليتي ( قابل تقسيم مي باشد و بعد خارجي شامل عوامل كلاني نظير مولفه هاي فضايي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي مي باشد كه هركدام شاخص هاي خود را دارا هستند؛ به عنوان نمونه مولفه فضايي دربرگيرنده شاخص هاي طبيعي و مصنوع بوده و عوامل مصنوع نيز خود شامل زيرشاخصهاي اقليمي و حوزه بندي ميشود.

دانلود

اخبار

آرشیو

گالری عکس

آرشیو

اس ام اس های تازه

آرشیو

آهنگ های پیشواز

آرشیو